برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون...
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
گفتشان و نفسشان و نقششان
جمله "جان مطلق" آمد بی نشان
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
ب س ا س ت د ی گ ر.
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
مینماید که مگر دوش به خوابت دیدم که من امروز ندارم به جهان گنجایی!
ساربانا بمخوابان شتر، این منزل نیست همرهان پیش شدستند که را میپایی؟
پ.ن:
زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است!
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
هر چند می پرم به پر و بال بی خودی
از «عالم خیال تو» بیرون نمی روم :((
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
گر بماندیم، باز بردوزیم جامه ای کز «فراق» چاک شده
ور بمردیم عذر ما بپذیر ای بسا «آرزو» که خاک شده
:(((
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
«رزق مرا حواله به نامحرمان مکن»
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
من آن گدا سمج مبرم کنایه نفهمم
که رفتنم ز سر کویت اعتبار ندارد!
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
یکی از اساتید محترم چند سال قبل داستانی را تعریف کرد و الان! چقدر این بیت شعرش ناز می نماید: «پیش درخت نسترن، وقت گل انار قم/دست من شکسته دل، دامن گلعذار قم»
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
آه لبرقٍ لمعا/ماذا بقلبی صنعا
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی
وَالَّذِینَ کَفَرُوا
أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ
بِقِیعَةٍ
یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً
حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا
وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ
فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ
وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ
برچسب:
نویسنده: مریم مهدوی